|
|
|
|
|
سازمان زحمتکشان،تراژدی ناسیونالیسم کوته نگر با سرمایه داری و همراه با محو ساختار رسته ای و پیدایش جامعه ای که از مناسبات و عوامل اقتصادی صرف ساخته شده،اگاهی طبقاتی به مرحله ای می رسد که می تواند اگاهانه باشد.اکنون مبارزه اجتماعی در مبارزه عقیدتی برای دست یابی به اگاهی،در مبارزه برای اشکار ساختن یا پنهان کردن سرشت طبقاتی جامعه بازتاب می یابد. لوکاچ«تاریخ و اگاهی طبقاتی» بنیادی ترین واقعیت جامعه سرمایه داری که کل روبنای سیاسی،حقوقی و ایدئولوژیکی این نظام از ان ریشه می گیرد واقعیت مبارزه طبقاتی بورژوازی و پرولتاریاست. این واقعیت که ریشه در تضاد اساسی شیوه تولید سرمایه داری یعنی تضاد کار و سرمایه دارد برای بورژوازی با هدف حفظ مناسبات موجود میان کار و سرمایه و برای پرولتاریا با هدف رفع انقلابی این مناسبات صورت می گیرد.البته فرایند،تاثیرات و نتایج مبارزه طبقاتی بورژوازی و پرولتاریا محدود به این دو طبقه نیست و در نهایت سرنوشت کل جامعه انسانی را رقم می زند.زیرا دیالکتیک مناسبات تولید سرمایه داری در عین حال دیالکتیک کل جامعه موجود نیز هست.سرمایه داری از یک سو تحت اراده قوانین کور اقتصادی خود کل جامعه را به سمت جنگ و نابودی کشانده و فلاکت گسترده ای را به اکثریت زحمت کشان تحمیل می کند و از سوی دیگر طبقه کارگر را به عنوان رفع انقلابی خود خلق می کند.طبقه ای که در پیکار برای رهایی از فلاکت جامعه سرمایه داری نه تنها خود بلکه کل جامعه را از سرنوشت محتومی که سرمایه داری برای او رقم زده است ازاد می کند. تفاوت شکل پراتیک مبارزه طبقاتی بورژوازی و پرولتاریا در این است که در حالی که پرولتاریا خواهان حل تضاد طبقاتی از رهگذر فراروی انقلابی از جامعه سرمایه داری است،بورژوازی اساسا وجود تضاد طبقاتی را انکار می کند.به این ترتیب«مبارزه برای اشکار ساختن یا پنهان کردن سرشت طبقاتی جامعه»تبدیل به محور مبارزه طبقاتی می شود.این مبارزه در تمامی اندام های اجتماع وجود دارد اما بیش از هر عرصه ای در ایدئولوژی و استراتژی احزاب سیاسی به عنوان عینیت اگاهی طبقات اجتماعی بازتاب می یابد.در این پیکار احزاب پرولتری به عنوان عینیت اگاهی طبقاتی کارگران با اشکار ساختن سرشت طبقاتی جامعه در تمامی ابعاد،انقلاب کارگری را به عنوان پیش شرط حل تمامی محدودیت های اقتصادی دمکراتیک و ملی جامعه سرمایه داری مطرح می کنند اما احزاب بورژوایی با مطرح کردن مطالباتی که ظاهرا خارج از چهارچوب مبارزه طبقاتی است(مانند مسئله مذهب،مسئله دمکراسی و مسئله ملی) سعی در فرعی کردن مبارزه طبقاتی و در نهایت پنهان کردن سرشت طبقاتی جامعه دارند. امروز سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان-کومله در تمامیت خود بیانگر نظریه و عمل یک حزب بورژوایی است زیرا در شرایطی که تشدید تضاد ها و مبارزات طبقاتی در کردستان و تمامی ایران می رود که حل تضاد بنیادی سرمایه داری یعنی تضاد کار و سرمایه را به مسئله روز تاریخ تبدیل کند این سازمان مسئله ملی را در دستور روز خود قرار داده است.ناگفته پیداست که طرح مسئله ملی از سوی این سازمان در شرایط تشدید تضاد های طبقاتی با هدف فرعی کردن این تضاد ها و در نهایت پنهان کردن سرشت طبقاتی جامعه صورت می گیرد و این کلید درک خصلت بورژوایی سازمان زحمت کشان است. البته تبدیل سازمان زحمتکشان از یک گرایش انقلابی به یک سازمان بورژوا-ناسیونالیست در ذهن فعالین این سازمان به صورت یک واقع نگری سیاسی بازتاب یافته است اما این"واقع نگری"در زحمتکشان بیانگر عمیق ترین ناتوانی انها در درک"واقعیات"اجتماعی است.این ناتوانی صرفا ریشه در محدودیت تئوریک انها ندارد،بلکه ناشی از این واقعیت است که انها با رها کردن دیدگاه طبقاتی پرولتاریا از دیدگاه طبقه ای به جامعه می نگرند که بنا به محدودیت های خود نمی تواند درکی از کلیت فرایند تاریخی داشته باشد.زیرا با پذیرش این درک باید انحلال خود را نیز به عنوان جزئی از این فرایند دیالکتیکی بپذیرد.بنابراین واقع نگری این سازمان در چرخش به راست ریشه در درک جزئی طبقه بورژوا از واقعیت و ناتوانی این طبقه در درک کلیت فرایند تاریخی دارد. عمق این واقع نگری کوته نگرانه بورژوایی زحمتکشان در انتخاب سیاسی این سازمان بازتاب یافته است.در حالی که پروژه ناسیونالیسم کردی در کردستان عراق فرجام خود را در دیکتاتوری وابسته به امپریالیسم عشیره بارزانی و دار و دسته مسلح طالبانی یافته است این سازمان در پی انکار گذشته انقلابیش به دنبال هویتی ناسیونالیستی برای خود می گردد. البته وجود مسئله ملی در کردستان یک واقعیت انکار ناشدنی است اما این مسئله هیچ راه حل بورژوا-ناسیونالیستی ندارد. زیرا ستم ملی در تحلیل نهایی تنها یکی از عوارض ستم طبقاتی و زاییده سازمان دهی جامعه بر مبنای منافع اقلیت بورژواست.درک این واقعیت که بنا به کارکرد درونی قوانین اقتصاد هر دولت بورژوایی در کردستان و تمامی ایران ذاتا دیکتاتور خواهد بود سترونی راه حل ناسیونالیستی برای مسئله ملی در کردستان را اشکارتر می کند.ریشه ستم ونابرابری در کردستان نه در سلطه حاکمان غیر کرد بلکه در تحلیل نهایی ریشه در حاکمیت مناسبات تولیدی سرمایه داری وابسته به امپریالیسم دارد و تنها گسست انقلابی و سوسیالیستی و نه ناسیونالیستی از سرمایه داری وابسته به امپریالیسم است که می تواند پیش شرط های یک جامعه دمکراتیک و برابر را برای کردستان و تمامی ایران فراهم کند. در نهایت انچه برای گرایش انقلابی طبقه کارگر در کردستان اهمیت دارد درک این واقعیت است که سازمان زحمتکشان به اردوگاه بورژوازی پیوسته است زیرا با اولویت دادن به مسئله ملی در واقع به دنبال فرعی کردن مبارزه طبقاتی است و در تحلیل نهایی هدفی جز پنهان کردن سرشت طبقاتی جامعه را دنبال نمی کند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 9:43 توسط سعید دهقانی
|
|
||